اتوبوس نوشت

خرید بک لینک
صبح طبق عادت معمول در اولین جای خالیای که در اتوبوس پیدا میشد نشستم، بغل دستی با صدای رسایی سلام داد و من طوری نگاهش کردم که اینگونه معنی میداد ببخشید من شما رو میشناسم
زن که معنی نگاهم را فهمید سریع گفت ببخشید من نمیشناسمتون آماد عادتمه سلام کنم، بعد گفت هر روز قبل از باز کردن چشمام به دنیا سلام میدم و تشکر میکنم که برای ساختن یه روز خوب هنوز می تونم چشمامو باز کنم، راه برم، بخندم. تو طول روز وقتی میوه میخورم خداروشکر میکنم که کارگری برای چیدن و رسوندن این میوه بهم بوده و براش آرزوی برکت میکنم...
همینطور گفت و گفت
بعد گفت بخاطر همین خداروشکر گفتنام و آرزوی برکت یه بار یکی بهم گفت ممنون حاج خانم ولی من راه مسجدم بلد نیستم واقعیتش. بعدم گفت همین ریزههای حال خوب یه روزی حال دنیا رو بهتر میکنه.
بعدم یه سونتا پیچید جلو اتوبوس برگشت گفت می دونی آرزومه سونتا داشته باشم اینم یه نشونهاش..
کاش مثل این خانمه هممون بلد بودیم ریزههای لبخندمونو بهم گره بزنیم یه ریسه بلند از شادی داشته باشیم برای خوشگل کردن دنیا.

ریشه در شوکران...

ما را در سایت ریشه در شوکران دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: دوشنبه 20 اسفند 1397 ساعت: 2:42

صفحه بندی