ریشه در شوکران

متن مرتبط با «m» در سایت ریشه در شوکران نوشته شده است

8.

  • نیلوبلاگ

    مادربزرگ (از پشت پرده): بچه ات حالش خوبه؟ هامون: آره. مادربزرگ: زندگیت رو به راهه؟ هامون (مکث می کند): نه. مادربزرگ (پرده را کنار میزند و با حالتی نالان): چرا؟... هامون: زنم ازم طلاق می خواد. مادربزرگ: اذیتش کردی؟ هامون: نه , ازم بدش میآد. مادربزرگ: تو چی؟ هامون: نه... مادربزرگ: آی , آی , آی! قلبت شیکسته. هامون: مادر جون من دیگه باید برم مادربزرگ: نه... (دست دراز می کند و دست هامون را می گیرد) تنها موندی غمخواری نداری... xa0 ...

    ادامه مطلب
  • 9.

  • نیلوبلاگ

    از همين مي ترسم ؛آدم به کسي يا چيزي عادت کندو آن وقت ، آن کس يا آن چيز قالش بگذارد ...مي فهمي چه مي خواهم بگويم ؟رومن گاري xa0 ...

    ادامه مطلب
  • ....

  • نیلوبلاگ

    واقعن الان چی بنویسم چی بگم ؟ روانی شدم بخاطر وبلاگم که ......

    ادامه مطلب
  • ...

  • نیلوبلاگ

    آغوشت "جنگ ویتنام" بود xa0xa0 هرکه رفت یا برنگشت xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 یا اگر برگشت دیوانه بود! ...

    ادامه مطلب